In Front of You, I Prefer to Silence!
« همانا لذت هر چيزي در
صبر کردن براي رسيدن به آن است »
( سزار آدينوس )
تا بارگذاري کامل وبلاگ
لطفا شکيبا باشيد !
( آرزومند آرزوهاي سبزتان )
|
«خر نه تنها به نشان جُل و ابصار خر است تن خر گر چه بود در کت و شلوار خر است دو سه مثقال خریت زخران عیبی نسیت آدمی هست که بیش از دو سه خروار خر است» + صف اتوبوس: -اولی : آهنگ جدید شاهین نجفی رو شنیدی؟! -دومی : نه! کی دانلود کردی؟ + آنتراک صف دانشگاه: - اولی: اینو گوش کن! - شاهین نجفی... + پروفایل: موسیقی مورد علاقه : شاهین نجفی! +... ولی امروز همه خاموشند! همه آنهایی که مرز بین هنر و هتک را ندیدند! آنهایی که تا دیروز شاهین شاهینشان صدای آزادی بود و صدای سبز،ولی امروز مرگش را منتظرند! و باز هم آنانی که امثال این مردتان را چاک سینه کرده و ادعای روشن بینی دارند! امروز هم مخالف و هم موافق می داند که دیگر صحبت، صحبت آزادی نیست! اینجا آزادگی را منکر شده اند تا آزادی را فریاد بزنند! هیچ دینی به پرستش شما نیاز ندارد و شما می توانید نپذیرید! اما هیچ حقوق و قانونی هم به شما حق هتک نداده! من با امثالتان مشکلی ندارم! امثال من هم با امثالتان مشکلی ندارند! فقط خجلم از اندیشه ای که اثباتش توهین به اندیشه من و امثال من است! تکخطی: خجلم! از اندیشه ای که مانع معرفت شد نه وسیله! I Wanna To Be Nobody! We Now That Nobody Is Perfect! Therefore I'm Perfect... من نگران پیچ و مهره هایمان هستم! شل و شل تر می شود!
ما یعنی مجموعه انسانها
مختاریم به نپذیرفتن هر چیزی نه به رد کردن چیزی که نپذیرفته ایم! پ.ن = گاهی وقتا لازمه با عینک مخصوص اینجا رو بخونین! (خطاب به مجموعه حواشی که توهین به من و اینجا رو عامل بقا می دونن) تکخطی: اصلاً من بد! تو خــــــوبـــــــی!
مد شده است!
روابط به راحتی پیش می آیند وبه راحتی از پیش می روند! بیچاره رابطه ای که مدتهاست پس زده شده است! تکخطی: این روزها تکخطی هم منو تحریم کرده! نمی یاد
+ نقیص گزاره زیر را بنویسید و ارزش آن را تعیین کنید. a=adinos h={x,y}={a,b,...}={anyone} p=petrifaction ∃ h∈M : (a^2 ≠ p) ^ [(h=∞)^(p≠Ø)] + در رسیدن به توان 2 به سر می برم! + اندکی تا پس از بهار می رسم! + اینجانب، بهاران را بهتر و مهتر از قبل برایتان آرزومند است....
من
نمی خواهم شعار آزادی بدهم! وفتی کفشهایم پایم را می زند و من از بیم قضاوت مردم دردش را به پاهایم تحمیل می کنم تا پابرهنه نباشم! تکخطی: گاهی عقده به سادگی عقیده می شود! به سادگی! تابلوي اعلاناتآخرين ضايعات
همراهان سزار |
"اگر حال مرا می پرسی(که می دانم نمی پرسی!!)ملالی نیست به جز این همه اندوه!
و بغضی که هنوز فروکش نکرده من مانده ام با دلی که هر شب پیاده و تنها تا پیش خدا می رود و باز ...
نمی دانم من دیر رسیدم یا او زود رفت؟!
باز هم قصه همان است...همان حکايت هميشگی...
گفتم بيايی و اين نقطه چين های بی پايان حرفهايم را پر کنی!
نگفتم خودت هم نقطه چين شو!
"من در پی او بودم و او در پی خود..."
عروسکهايم را گرفت و گفت :تو ديگر بزرگ شده اي ....چشمهايم را گرفت و گفت :با هم ببينيم...دستهايم را گرفت و گفت:قشنگند ،مال من...ماهي هايم را گرفت و گفت:گناه دارند ،توي خشکي مي ميرند....اشکهايم را گرفت و گفت:من همراه توام اينها را مي خواهي چکار؟؟...پاهايم را گرفت و گفت:با هم پرواز مي کنيم...و بوسه يي گرفت و گفت : بزرگ شده ای!
حالا که مي خواهم همه ي اينها را از او پس بگيرم،خاطرش نيست کجا رهاشان کرده !
ومي گويد:مي خواستي دست من نسپاريشان ،کسي مجبورت که نکرده بود...تازه ،تو که چيزي از دست نداده يي من دو سال زندگيم رو تلف کردم..
چيز ديگري نگفتم و با همان يک جفت بالي که برايم مانده بود پرواز کردم!
تقویمو که نگاه کنی تاریخ خاطراتم نشون می ده بیش از یک بار متولد شدم و بیش از یک بار مرگ رو تجربه کردم...؟اتفاقات عجیب و غریب و یا شاید غیر منصفانه این دنیا فریاد تمام عمرمه... دغدغه پستی و بی وفایی و....یه پوچی تمام و عیار در این دنیا خیلی وقت که منو با این افرینش غریبه کرده؟حالا اومدم اگه بتونم یه سرکی بکشم به هزار توهای ذهنم شاید بتونم راهی پیدا کنم تا.....!؟