تبليغاتX
بی وقت نوشت های سزار آدینوس

 

بعضی وقتامثل همین وقتا به حدی حرف میاد تو ذهنم که به خودم می گم بیام و تو وبلاگ بنویسم... یکم که سرم شلوغ می شه همه چی یادم میره... حتی شخصیت سزار نیز منو تحویل نمی گیره.. می شم یه آدم معمولی..... تا اینکه و قتی یکی منو تحویل می گیره سزار گل می کنه.... اما متاسفانه جوش طوریه که هیچ جوری نیست.. یعنی متفاوته.. دست خودش هم نیست...یکی می گه مغروره... یکی می گه خودخواه...یکی می گه عشق کشته است... یکی می گه بی احساسه... وقتی احساس می کنم یکی در مورد من اینطوری حرف می زنه اینقدر از خوذم بی حال می شم که نگو... کلاً سعی ام اینه که دوستایی مثل خودم پیدا کنم.... کار سختیه.. می دونین چرا؟؟؟ چون پیدا کردن یه همچین آدمایی که همه فکر می کنن مغرور و خودخواهاً سخته اما....

 

سزار سعی نکرده عاشق شه؛ چون:

- مطمئن نیست بشه با یه چسبی دلی که بعدن می شکه رو مثل اولش کرد... چون اون یه باری که شکست هیچ چسبی نتونست اون رو مثل بار اول کنه...رفت دنبال یه شخصیت جدید با یه دل نو و صاف..

- آدینوس اعتقاد داره که آدم عاقل عاشق یه اشتباه رو دوبار تکرار نمی کنه... پس نمی ره دنبال دستمال که سری که درد نمی کنه رو ببنده...

- خیانت! همین آدینوس تونسته به همه ثابت کنه که انسانیت و انسان موندن خیلی سخته... پس بیش از این انتظار از خودمون نداشته باشیم...

- بیایم به خودمون دروغ نگیم... ارباب ما بدترین گناه رو بزرگترین گناه می دونه.... به نطر آدینوس هم بزرگترین گناه اینه که به خودت خیانت کنی... یعنی یه آدم بی منطق!!!

- احساس خوبه البته به این صورت : عاقل عاشق نه عاشق عاقل

- می شه منطقی شاد بود... می شه اول فکر کرد و بعد با احساس مشورت کرد....

- می شه با خود دوست بودو و اعتماد داشت...

 بعدها هم سعی می کنم یادتون بدم که چه جوری می شه منطقی شاد بود.!!! شاید بگین میشه که عاشق واقعی بود. عشق دو طرفه داشت و از اینجور چیزا... اما حقیقت که من ازش یاد می کنم اینه که سعی کنیم افسانه ای فکر نکنیم!!!

 

و این هم امروز سزار:

امیدوار نشو تا ناامید نشی!!!!

 

 


+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 17:47
توسط سزار آدینوس |