|
ضایعات ذهنی تجدید ناپذیر اینجانب
نمی بخشمت! بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی! نمی بخشمت!بخاطر تمام غمهایی که برصورتم نشاندی! نمی بخشمت!بخاطر دلی که برایم شکستی! نمی بخشمت!بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی! نمی بخشمت!بخاطر زخمی که بروجودم نشاندی! نمی بخشمت!بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی! ولی!می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی و مراآموختی تا بتوانم ساده تر جایت عاشق دیگری باشم....
تکخطی :
هیچ زمستانی انتظار بهار را نمی کشد!
>>> من بر خواهم گشت به سزار گدشته! امروز تداعی دیروزهای شیرین است... <<<
|